تا به حال نوشته بودم؟
به گمانم نه!
پس این بار برایت می نویسم که :
گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند ،
اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که :
مي خواهمت هنوز ، حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند ،
میخوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند ،
و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدائي کردن کافی ست .
به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :
دلتنگت شده ام...
به همین سادگی!



